محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

275

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

سليمانى ، يك جزء ؛ صندلِ سفيد سوده ، پنج جزء ، با آب سرشته و استعمال نمايند . و اگر يك جزء سليمانى را با دو جزء صندل سفيد و دو جزء خمير مايه و دو جزء قسط تلخ و يك جزء انزروت ضماد نمايند اولى است و حقير تجربه نموده . [ 681 ] ضماد ديگر : جهت بهق و جميع آثار مجرب است ، منقول از شفاء : ودع ، پنج را كوبيده ، در آب ليمو بگذارند تا حل شود : زرنيخ سرخ ، دو مثقال ؛ خردل سفيد - كه حرف بابلى است - سه ؛ تخم ترب ، پنج ؛ مغز پسته ، دو ؛ مغز بادامِ تلخِ مقشّر و خمير مايه ، هر يك شش مثقال . [ 682 ] ضماد ديگر : از شيخ - قدس سره - جهت رفع آثار قاطبه و جرب ، مكرر به تجربه رسيده است : سيماب ، دو ؛ مغز بادام تلخ ، سه ؛ تخم خربزهء غير مقشّر ، پنج مثقال ، هر شب طلا كنند تا يك هفته رفع علت مىنمايد . [ 683 ] ضماد جهت جرب رطب و يابس و مواد آتشك : از مجربات است و منقول از حكماى هند : پنج مثقال سرب را در ظرف سفال بگذارند و سيماب ، گوگرد و زرنيخ ، هر يك ده مثقال سائيده ، بعد از آن كه ظرف را از سر آتش بردارند به هواى آتش نگاه داشته باشند ، اضافه نموده ، حركت دهند تا منعقد گردد ، پس از انعقاد چون به دست بمالند هرگاه مثل غبار شود استعمال نمايند و هرگاه متحجر گردد ، سائيده طلا كنند و غير متحجر نيز آزموده است . [ 684 ] ضماد داء الثعلب و داء الحيه : از مجربات حقير و بىعديل است : كندش و شيطرج ، از هر يك جزوى ؛ زرنيخ سرخ ، دو جزء با روغن زيتون طلا كنند . [ 685 ] ضماد ديگر : ايضا جهت داء الثعلب مجرب است : موى بزِ سرخ سوخته ، صدف سوخته و گوگرد ، بالسوية به روغن زيتون سرشته ، اوّل موضع را با پياز و اشنان يا پياز عنصل زياد ماليده ، بشويند ، پس صاف نموده ، ضماد نمايند . [ 686 ] ضماد ريختن مژگان و منع سقوط موى : مجرب است استخوان خرماى سوخته ، سنبل الطيب ، سرگين موش ، صدف سوخته و فلفل ، از هر يك جزئى ؛ سرمه ، سه جزء ؛ قلعىِ سوختهء مغسول ، شش جزء و زعفران ، نيم جزء . [ 687 ] ضماد شعر زائد : كه بعد از قلع بر چشم طلا كنند ، منع رويانيدن كند : زعفران ، يك مثقال ؛ كافور ، نيم دانگ ، سائيده و استعمال نمايند .